![]() |
![]() |
|
|
یک شب خوب تو آسمون یک ستاره چشمک زنون خندید و گفت : کنارتم تا آخرش تا پای جون .... ستاره ی قشنگی بود آروم و ناز و مهربون .... ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون .... اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون !!! ماهه اومد ستاره رو دزدید و برد نا مهربون .... ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی همزبون ...!!! حالا شبا به یاد اون چشم می دوزم به آسمون |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 10:38 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
خدا هیچ وقت نمی زاره حق بندش ضایع بشه....
پس من هم منتظرم حقم را خدا ازت بگیره.... کاش می ددانستید که یک دختر چقدر می تونه پست باشه.... کاش می دانستید یک دختر چقدر می تونه کثیف باشه.... کاش کسی که می خواد بره و نمونه لااقل از خودش مایه نذاره.... یعنی دنیا به جائی رسیده که یک دختر خودش رو بفروشه..... خدایا همه چیز با تو....... من حقم رو از تو می خوام....... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 10:57 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|