تبليغاتX
تقدیم به تمام هستی من
اگردبير شيمي بودم لب و لبانت را به بهانه آزمايش مي بوسيدم
اگر دبير جغرافيا بودم حد و مرز عشقم رادر دلت ترسيم مي كردم
اگر دبير ادبيات بودم عشق و عاشقي را به تو معني مي كردم
اگر دبير رياضي بودم عشقت را از عشقم كم ميكردم تا كه بفهمي چقدر دوستت دارم
اگر دبير ورزش بودم براي رسيدن به تو و عشق تو تا آخرين نفس مي دويدم

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 12:7  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

غیر جونم چی رو دارم
که به پیشکشت بیارم
فاصله بین ما مرگه
طاقت دوری ندارم
اگه باشم اگه پاشم
اگه هیچ نداشته باشم
اگه کوهم اگه برگم
تشنه آب نگاشم
هر جا من بودم تو بودی
قبله گاه هر سجودی
ساده و پر عشق و عاشق
تلخی رو شیرینی بودی
واسه من خاطره ی تو
که به شیرینی آبه
زندگی تازه می ده ، نه بیشتر از اسم یه عمره
تو برام چراغ راهی توی اوج بی پناهی
اولین و آخرینی تو شبام نور یه راهی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 18:35  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 
 
با موس روی عکس بروید
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 22:15  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

مگه چشمات چی چی داره ؟!
که دلم آروم نداره
تورو از وقتی که دیده
شب و روزش بیقراره
مخمل ناز دو ابروت
برق چشمون سیاهت
برده آسون دل مارو
گرمیه گرم نگاهت
یه چیزا یی تو نگاته
که میلرزونه دلم رو
یه جورایی اون دو چشمات
زده آتیش هستی ام رو
دل دیگه دیوونته
اومده دم خونته
بیا درو وا کن
یه عاشق دربدر مهمونته پشت در

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 19:0  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 
دوستت دارم سمانه جوونم....................

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 12:3  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |