تبليغاتX
تقدیم به تمام هستی من

اگه یه وقت بغض می کنم
یا که تبسم می کنم
می خوام بگم عاشقتم
دست و پام و گم می کنم
می خوام بگم جون منی
آتیش به جونم می گیره
می خوام بگم دوست دارم
اما زبونم می گیره
م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم
وقتی حرفام و می خوردم
داشتم از عشفت می مردم
وقتی لبهام و می دوختم
داشتم از عشقت میسوختم
م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم
وقتی بودم سرد و ساکت
داشت دلم می شد هلاکت
فکر میکردم تو تویی جفتم
سوختم و آبتو نگفتم
خواستم از چشمات نیفتم
خواستم از چشمات
م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 10:49  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 
همه میدونن که چشات که چشات آخرشه دور چشمات هزار تا پشت مهرشه عمریه خرابتم خراب اون نگاهتم تو تهی مرامی و اسیر اون مرام تم تو دلبری آخرشی چشات یه دنیا رازه باسه من در بدره نگاهت یه چاره سازه وقتی نگاهت میکونم آب میشه دل تو سینه آخه دلم عاشقته بخوای نخوای همینه با من بمون با من بمون که این دل عاشقی شده باورش با من بمون با من بمون که من یه کم دیوونتم تا آخرش آخرشی آخرشی تو که یه مرامشی بگو که تا آخر خط بهامی آخرشی تو که یه مرامشی بگو که تا آخر خط بهامی همه میدونن........
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 13:31  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

با توام ای که نگاهت منو با عشق آشنا کرد تو دلم حرم نفسهات فصل سرما رو فنا کرد
تويي اونکه تو وجودت نيمی از خودم رو ديدم با حضور عاشقونت به خود خودم رسيدم
گم شدم تو شب چشمات تو شدی فانوس راهم تو شدی ماه و ستاره تو شب سرد و سياهم با حضورت ميشه حس کرد يه نفس بوی بهارو ميشه از لبای تو چيد عطر باغ قصه هارو با تو شادم باتو مستم دستتو بذار تو دستم بی تو جون ميدم به ظلمت با تو عشقو می پرستم من مسافری غريبم توی جاده ی نگاهت که چشام مثله قدمهات تا ابد مونده به راهت باورم کن که فقط تو تويي معنای وجودم تو بيا تا غم دوريت نره توی تار و پودم....

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 21:3  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

از فراغ تو من میمیرم . میمیرم . از تو میخونم
در خیال تو من . میمونم . میدونم با تو میمونم
از نگاهم نشو جدا . تو یه نوری مثل خدا
یاد تو در خاطر من تا ابد میمونه
عشق منی تو . مال منی
مهربونم بیا بیا
عمر منوی تو . جون منی
از تو دورم . بیا بیا
شعر منی تو . حرف منی
اسم خوبی تو قصه ها
شور منی تو . شوق منی
شور و شوقی تو لحظه ها
یاد تو در باور من تا ابد میمونه

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 10:51  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

بی تو هرگز نمی خوام به آرزوهام برسم
با تو عمری میتونم به هرچی میخوام میرسم
با تو جون میگیرم روی چشمام جاته
همه عشقه من رو دو تا چشمات جاشه
بی تو هرگز با تو عمری
راضی نشو به بودنم بدون که عاشقت منم بی تو میمیرم
نمیدونی چی میکشم از دست تو توی همه دقایقم
ببین هنوز به عشق تو عاشقمو همون آدم صادقم

آخه خیلی می خوامت

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 17:25  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

 

بهار و گل طرب‌انگيز گشت و توبه شكن      
به شادي رخ گل بيخ غم ز دل بركن
رسيد باد صبا غنچه در هواداري
زخود برون شد و بر خود دريد پيراهن
طريق صدق بياموز از آب صافي دل
به راستي طلب آزادگي زسرو چمن
ز دستبرد صبا گرد گل كلاله نگر
شكنج گيسوي سنبل ببين به روي سمن
عروس غنچه رسيد از حرم به طالع سعد
بعينه دل و دين مي‌برد به وجه حسن
صفيربلبل شوريده و نفير هزار
براي وصل گل آمد برون ز بيت حزن
حديث صحبت خوبان و جام باده بگو
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 10:20  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |