![]() |
![]() |
|
|
می خوام بهت بگم من...بگم که من اسیرم
بگم که دوستت دارم دارم برات میمیرم دلم می خواد بدونی بی تو چقدر غریبم این دل بی قرارم دیگه نفس نداره هی می دوه سراغت اما اثر نداره این شبا قبل خوابم فکری جز تو ندارم ای کاش می شد بدونی چقدر دوست می دارم عزیزم....از اون روزی که پات رسید به خونه دلم پر از امیدم عزیزم....گذاشتم قلب رو زیر پات دل از دنیا بریدم بریدم....من از شبهای تکراری میام در آرزوی صبح بیدار سپیدم عزیزم....فراموشم نکن عشق تو بوده اگه تا اینجا رو دیدم اگه رسیدمممممممممممم..... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 22:17 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
مهمون نا خونده ی من تویی تو همون که بیشتر از همه عزیزه همون که از پنجره ها میاد تو با دیدنش هری دلم می ریزه وقتی میاد ماه رو بهم می بخشید یه لحظه بعد ستاره بارون می شم تن پوش نقره ای میاد رو دوشم مثل عروسی ها چراغون می شم میای و خواب رو از چشام می گیری بیدار می شم کنار تو می شینم باهات بودن فقط یه خواب نیست رویاهام رو تو بیداری می بینم اشکای بی قراریام همیشه تو تنگ چشمای تو دریا می شه دستای سرد من که تنها مونده فقط تو دستای خودت جا می شه حالا که اومدی بمون کنارم لحظه رفتن دو دلم می کنه وقتی بری شرجی می شه حس من بدونه تو باز کسلم می کنه موندنی کردن تو خیلی سخت نیست اما اونم یکم اراده می خواد بعدش منم تویی یه دنیا احساس اونم یه حس فوق العاده می خواد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 0:19 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
وقتی تو بدنیا اومدی ، باران می بارید ، ابرها گریه می کردن ..... اشک فرشته ها بود ، اوناگریه می کردن ..... چون یکی از اونا رفته بود که روی زمین زندگی کنه ..... دیشب تو را به خوبی ، نسبت به ماه کردم ..... تو خوبتر ز ماهی ، من اشتباه می کردم ..... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 12:10 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
شاید دنیا یک روز تموم بشه ولی.... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 23:30 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
یه روز از را رسیدی مرد جوون |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 23:53 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 23:47 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
چشمامو رو هم ميزارمو |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 1:15 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 19:46 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 3:11 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
خدا به آدم دو تا دست داد ...دو تا چشم داد ...ولی یک قلب داد تا بگرده اون یکی رو پیدا کنه حالا قلب من و عشقم همدیگه رو پیدا کردن و تا دنیا دنیاست پیش هم می مونند............... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 1:16 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
برای دوست داشتن تو، عزيزه من يك عمر كمه ، دوست دارم دوست دارم، فقط همين يك كلمه راهی نمونده پيش روم ، اين دفه ديگه بايده ، نبايد از تو بگذرم ، اين آخرين نبايده. می خوام بگم كه عاشقم ، عشقی كه در نهايته ، يك عمر نشد بهت بگم ، ندامتم قيامته ، قرار گذاشتيم منو دل ، امشب ميون كوچه تون ، بهت بگيم دوست داريم ، دوست داريم اينو بدون پيش چشمهای هاج و واج ، اسم تو رو داد ميزنم ، شرمو كنار ميزارمو ، عشق تو فرياد ميزنم فقط همين يك كلمه ، من از خودم بی خبرم ، بيا تو حالمو بپرس ، بگو تو هم دوستم داري ، كه زندگيم به دست توست ، راهی نمونده پيش روم ، اين دفه ديگه بايده ، نبايد از تو بگذرم ، اين آخرين نبايده ، براي دوست داشتن تو ، عزيزه من يك عمر كمه ، دوست دارم دوست دارم...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 22:43 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 0:29 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
ديشب دلم گرفته بود از ساناز ( دختربابا ) هم تشکر می کنیم که این شعر رو برای ما فرستاد.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 1:14 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
میدونم یکی تو دنیاست وقتی که دلم میگیره |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 10:59 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
سلام.......مرسی که به این وبلاگ سر می زنید.......ما تو یک چیز موندیم......منظور از اینکه (این عشق یطرفست) یا ( در این عشق افراط شده ) یعنی چی ؟اگر کسانی که نظر دادن توضیح بدن ممنون می شم......موفق و پیروز باشید....بای بای...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 17:23 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
عشق عشق عشق...... همه چیز تو همین عشق خلاصه شده ... تا حالا کسی متوجه شده جریان عاشق شدن چیه؟ خانم گلی خیلی می خوامت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 1:27 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
این نوشته هم بخاطر خانم گلی می گذارم..... شما می خواهید دوستتان بدارند زیرا خودتان عشق نمی ورزید . اما لحظه ای که عشق بورزید همه چیز تمام می شود یعنی دیگر در پی این نیستید که آیا کسی دوستتان دارد یا نه. تا زمانی که طلب عشق کنید یعنی عشق در شما وجود ندارد . چون اگر قلبتان سرشار از عشق باشد هرگز نمی خواهید دوستتان بدارند. قلب خالی هرگز با دویدن و جستجو کردن عشق پر نمی شود کریشنا مورتی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 15:13 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
عشق چیزی بی نظیر است. بدون عشق زندگی همچون شوره زاری خشک و لم یزرع و توجه توجه |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم آذر 1384ساعت 22:33 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 21:41 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 11:40 توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|