تبليغاتX
تقدیم به تمام هستی من
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 15:10  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 


عشق یعنی وجود خدا
خدا یعنی امید زندگی
زندگی یعنی خانواده
خانواده یعنی پدر و مادر
پدر و مادر یعنی همه چیز

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 17:54  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

یک شب خوب تو آسمون یک ستاره چشمک زنون خندید و گفت : کنارتم تا آخرش تا پای جون .... ستاره ی قشنگی بود آروم و ناز و مهربون .... ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون .... اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون !!! ماهه اومد ستاره رو دزدید و برد نا مهربون .... ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی همزبون ...!!! حالا شبا به یاد اون چشم می دوزم به آسمون

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 10:38  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 
خدا هیچ وقت نمی زاره حق بندش ضایع بشه....
پس من هم منتظرم حقم را خدا ازت بگیره....
کاش می ددانستید که یک دختر چقدر می تونه پست باشه....
کاش می دانستید یک دختر چقدر می تونه کثیف باشه....
کاش کسی که می خواد بره و نمونه لااقل از خودش مایه نذاره....
یعنی دنیا به جائی رسیده که یک دختر خودش رو بفروشه.....
خدایا همه چیز با تو....... من حقم رو از تو می خوام.......

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 10:57  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

روز تولد تو شد تولدت مبارک
پارتی امشبت چی شد تولدت مبارک
کاغذ رنگی بزنید به هر طرف تو خونه
با داریه زنگی بزنید جلال برات بخونه
کاغذ رنگی بزنید به هر طرف تو خونه
با داریه زنگی بزنید جلال برات بخونه
کیک تولد بیارید تولدت مبارک
سبد سبد گل بیارید تولدت مبارک
آرزو کن که امسال غصه و غم نباشه
از این همه عزیزان یک دونه کم نباشه
زندگیت از امروز با دلخوشی شروع شه
باز گل ناز خورشید ازرو چشات طلوع شه
دورش حلقه بزنید (با هم )
بازم براش دست بزنید(با هم)
حالا هورا بکشید(هاااااااای)
هر چی غم پس بزنیییید
وای چه قشنگ امشب شب تولد توست
وای همه شادن امشب فقط به خاطر تو
نسرین جان بازم می گم تولدت مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 1:16  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

نسرین جان تولدت مبارک

تولد بهترین دوستم مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 0:34  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

یک دختر تا چه حد می تونه پست و نامرد باشه؟
برو ولی جوابت رو خدا میده.........
منتظرباش......

.........من هم منتظرم.........

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 13:26  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 0:27  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

دروغ
تمام عشقی که ما داشتیم دروغ بود.
تمام عشقی که من به این دختر نشون دادم با دروغ تمامش کرد.
نمی دونم چرا دخترها قدر خوبی رو نمی دونند؟
چرا تا به یک جایی می رسند یادشون میره کی بودن و کجا بودن؟
چرا باید با کسی که دنیا رو به خاطرش عوض می کنه این طور کنند؟
یعنی انسانیت اینقدر بی ارزش شده که به این راحتی فراموش می کنند؟
ما که می گذریم یعنی مجبوریم که بگذریم ولی انشاءالله خدا نمی گذره.
میگن کوه به کوه نمی رسه آدم به آدم می رسه..........................

هی منو تهديدم نکن که میرم، يه چيزيم دستی میدم نباشی!
چیکار کنم که قهر کنی دوباره؟ چقدر بدم که بی خیال ما شی؟
هی منو تهديدم نکن که میرم، چقدر بدم بری بدون فرياد؟
فکر میکنی نباشی من میمیرم، برو بينيم بابا بذار باد بياد!
گفته بودم دوست دارم ببخشيد، حالا ما يک روز يه دروغی گفتيم!
تو هم ديگه اینقده جدّی نگير، حالا ما يک وقتی يه چيزی گفتيم!
اینا اونا نيس عزيزم لولو برد، دورۀ تازوندن تو سر اومد!
نگاه تو به گردنم نچسبيد، کم زده بودی چسبشو ور اومد!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 16:28  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

خیلی دوستت دارم سمانه

تولدت مبارک عزیزم

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 19:47  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

تولدت مبارک سمانه جونم....
خیلی دوستت دارم.....

عاشقانه می خوامت........

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 4:47  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 


دست بردار بسه
گوش کن دل خسته
ازش دلگیرم
بی اون من میمیرم
چاره ندارم
ترکم کرده یارم
ای دل عاشق و ساده ی من
دست بردار بسه
آهای دل خسته
همه در ها رو به روی من بسته
راهی که رفته
روزی بوده بمبست
ای دل تیکه و پاره ی من
دل من بغضت و بشکن
گریه کن با من
دل من روزای خوبت همشون رفتند
دل من
اونی که قلبش یکی بود با من
دستای من به اون دیگه نمیرسند

آهای دل من

آخه چطوری بگم دوستت دارم سمانه جونم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 23:0  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

میگی هنوز تو فکرمی،بعضی شبا خواب نداری
میگن با یکی دیدنت،میگن خیلی دوسش داری
میگی مگه میشه منو یه روز فراموش بکنی
میگن به هرچی اون بگه،بدون شک گوش میکنی
گوشی و ور میداری و،چند وقت یه بار زنگ میزنی
چند وقت یه بار،به آرزوم،به رویاهام رنگ میزنی
بعدش شلوغ میشه سرت،یهو میگی باید بری
میدونم تو زندگیم، خیلی باشی،مسافری ی ی
آآآآه ه ه
خیلی ممنون که می پرسی حالمو
خیلی ممنون نگرانی واسه من
خیلی ممنون که میخوای بدونی با کیم؟؟ کجام؟
خیلی ممنون...پس چرا دلت نمی سوزه واسه سادگی هام
بعدش میگی شاید باید،از هم دیگه دور بمونیم
میگی باید سعی بکنیم،سخته ولی ما میتونیم
تو؛اونی که اومد یه روز از آسمون نیستی
تو؛اونی که می خواست منو تا پای جون نیستی
تو؛اونی که بهشتو آورد رو زمین
و نوشت که فقط منو میخواد همین
و نداشت تو حرفاش حتی یه نقطه چین؛نیستی
خیلی ممنون که می پرسی حالمو
خیلی ممنون نگرانی واسه من
خیلی ممنون که میخوای بدونی با کیم؟؟ کجام؟
خیلی ممنون...پس چرا دلت نمی سوزه واسه سادگی هام

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:27  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

تو همونی
کیه چشمای تو رو ببینه طاقت بیاره
تو باید قصه باشی، قصه حقیقت نداره
تو رو از خیال شاعرا به من هدیه دادن
تو رو از باغای خلوت خدا فرستادن
من که رسم عاشقی رو مث مجنون بلدم
تو رو باور می کنم اما هنوز مرددم
اون کدوم ابره که دلتنگ تو باشه نباره
کیه با چشم تو روبرو بشه کم نیاره
تو همونی که غم جدایی رو خاک می کنی
شک و از لمس سرانگشتای من پاک می کنی
تو همونی که غم جدایی رو خاک می کنی
شک و از لمس سرانگشتای من پاک می کنی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 0:32  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 


نم نم بارون ، چيك چيك و چيك چيك
چِشم درشت و اشكاي كوچيك
در پيچ و تابم ، تا در شكفتن ، زيباييِ تو ، مي‌رقصه با من
دستمو بگير ، ترسي نداره ، يه بارِ ديگه ، بازم دوباره
دستمو بگير ، چشم انتظارم ، من كه كسي رو ، جز تو ندارم
تو بي تحمل ، من بي‌قرارم ، كاري به جز عشق ، با تو ندارم
من از عشق تو ، لبريز لبريز ، آشفته‌ي توست ، اين قلب ناچيز
منِ عاشق بدون تو ، ديگه طاقت نميارم
بگير دستامو ، كه قدِ ، قدِ دنيا دوست دارم ، ديگه طاقت نميارم

خیلی دوست دارم سمانه جوونم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 0:57  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 



بهترین ترانه رو من از چشای تو می سازم
تو قمار زندگیمون تو نباشی من میبازم
اگه باشی در کنارم با تو من مالک د نیام
بی خیال غربتو غم بی خیال نور فردام
دوست دارم دوست دارم تو این دنیا تو رو دارم
مثه آسمون که تنهاست امیدش چندتا ستاره اس
دیدن برق نگاهت باسه من عمر دوباره اس
از سر انگشت تو یعنی قصه خوبه نوازش
هر نگاه عاشق تو غزل آبی خواهش
جادهای مهربونی میگذره از تو نگاهت
روشن شبای تارم با خیال روی ماهت
جادهای مهربونی میگذره از تو نگاهت
روشن شبای تارم با خیال روی ماهت
سمانه ی عزیزم خیلی دوست دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 13:37  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

تقدیم به تو بهترینم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 10:32  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

دنیا دیگه مثل تو نداره
ه ما دلشدگان خسرو شيرين پناهيم
ما كشته آن مه رخ خورشيد كلاهيم
ما از دو جهان ، غير تو اي عشق نخواهيم
صد شور نهان با ما    تاب و تب جان با ما
در اين سر بي سامان  غم هاي جهان با ما
با ساز وني   با جام مي   با ياد وي
شوري دگر اندازيم در ميكده جان
جمع مستان غزلخوانيم   همه مستان سراندازيم
سراندازيم سرافرازيم
جز اين هنر ندانيم   كه هر چه مي توانيم
غم از دلها براندازيم براندازيم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 10:37  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 


تنهاترین من
تنها نذار منو
تنها سفر نکن
سفر نکن
این دل شکسته
از یاد رفته رو
دیوونه تر نکن
چشمهای خیس من
این چشمه های غم
دیوونه توان
ای رود مهربون
از روز وصلمون
چیزی بگو به من
حرفی بزن گلم
من کم تحملم
حرفی بزن گلم
با گریه های تو
روزای شادم و
از یاد می برم
اما چه فایده
می ترسم عاقبت
از یاد تو برم
با چشمهای خیس
این چشمه های غم
با گریه زیاد
با خنده های کم
انگار تا ابد
با این بهونه ها
جای من و توان
دیوونه خونه ها

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 19:38  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 


ببخش عروس قصه
دلم جوونی کرده
با تو اگه یه لحظه
نامهربونی کرده
چه سرنوشت خوبی
وقتی خود خدا هم
برای خوشبختیمون
پا درمیونی کرده
عروس خوب قصه
عروس آرزوهام
وقتی که خیلی تنهام
قهر نکن با چشمام
قهر نکن عشق من
قهر تو آتیشمه
من نمی خوام بسوزم
وقتی دلت پیشمه
برای داشتن تو
چه راه دوری رفتم
دلم می خواد بدونی
راهُ چه جوری رفتم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 18:54  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 



قلب مني عزيزه من
دوست دارم يه عالمه
هرچي به پات كل بريزم
باز ميدونم خيلي كمه
روز و شبم بدون تو
ميگذره اما خيلي سخت
نا ندارم بي تو باشم
بيا بمون كناره من
تو عشق من تو جون من

فرشته نجات من
اميد من قراره من
بيا بمون كناره من
عشق مني عزيزه من
بخواي نخواي ماله مني
بزار كه عطر نفسات
پركنه قلب خونرو
ميخوام كه عاشق بمونم
حتي اگه بگي برو

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 19:37  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 

اسمتو رو برگاي گل ها نوشتم
تورو بانور تورو باطلا نوشتم
تو گوش پروانه از عشق تو گفتم
رو بال تموم لحظه ها نوشتم
شبو هر شب توي روياي مني
تو اميد دل شيداي مني
پر از هواي تو خونه دل
جاري خون توي رگهاي مني
شبو هرشب توي روياي مني
تو اميد دل شيداي مني
پر از هواي تو خونه دل
جاري خون توي رگهاي مني
اسمتو رو شن هاي ساحل نوشتم
باد اومد اسم تورو برد باخودش
دريا از اسم تو بوي گل گرفت
قطره قطره تورو آورد با خودش
تو گل گلدونه گل
دريا ميدو نن
عط اون عطر گل اتاق خونت
بخدا عاشقتم
از همه دريا ميدونن
آب و خاك و شبنم و گل
همه ي دنيا ميدونن

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 22:15  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 
 
تقدیم به همسفر زندگیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 3:9  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 


یه شاخه یاس و رازقی
من سر راهت می یارم
تا بدونی عشق منی
از ته دل دوست دارم
تو مثل دریا پر راه
منم منم غرق نیاز
برای من که عاشقم
خونه ی امید و بساز
تو سایه ساره عشقمی
کنارت آروم می گیرم
اگه تو لب تر بکنی
برات هزار بار می میرم
شب همه شب به یاد تو
خواب طلایی می بینم
به باغ رؤیا می زنم
گل های یاس و می چینم
سبد سبد محبت و
ارزونی ی تو می کنم
رو مخمل سرخ دلم
زیر قدمهات می شینم

+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 15:57  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش | 


گل سرخ بوسه رو رو لبای من بذار
از رو شونه ام سرت
تا که هستم برندار
با عاشق دیونه ی خود این همه بازی در نیار
ای گل من دوست داشتن تو بیا یادم بده
بیشترعاشق شدن تو بیا یادم بده
با من ازعشق بگو تا عاشق تر بشم
تا من رسواتراز این دل بسپارم
که من در پای تو گلم جان بگذارم
شیرین شیرین من از دل حرفی بزن
تنها تنها تو بمان در رویایم
که مهتابی باشی در این شبهایم
قربون راه رفتنت مثل گل خندیدنت
قربون ناز و ادات قهر و آشتی با منت
چه قشنگه گم شدن توی چین پیرهنت
کاری کن تا نگیره رنگ دوری عشقمون
بهش می گم کار دل من
با تو میکشه تا جنون
ای گل من

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 15:57  توسط سید حسین موسوی فر و تمام زندگیش |